roleplay

role·play/ˈroʊlˌpleɪ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): roleplayedpast participle (مفعولی): roleplayed-ing (حال): roleplaying3rd (سوم): roleplays

فعل — نقش بازی کردن

نقش بازی کردننمایش دادن نقش

به نمایش گذاشتن نقشی یا سناریویی، معمولاً برای تمرین یا سرگرمی

to act out a role or scenario, often for practice or entertainment

«دانش‌آموزان در کلاس مصاحبه شغلی را نقش بازی می‌کنند.»

Students roleplay job interviews in class.

«آن‌ها نقش‌های شخصیت‌های تاریخی مختلف را اجرا کردند.»

They roleplayed different historical figures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
actبازی کردن

رایج. می‌تواند جایگزین roleplay شود اما کلی‌تر است؛ roleplay بازی نقش در سناریوی مشخص است.

Common. Can replace roleplay but more general; roleplay implies structured acting in a scenario.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000