rolls

/roʊlz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): rolls

اسم — نان‌های گرد

نان‌های گردرول‌ها

تکه‌های کوچک و گرد نان، که اغلب با غذا سرو می‌شوند.

Small, rounded pieces of bread, often served with a meal.

«رستوران نان‌های گرد گرم شام را با کره سرو کرد.»

The restaurant served warm dinner rolls with butter.

«او یک ساندویچ روی نان سفت سفارش داد.»

He ordered a sandwich on a hard roll.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bunsنان‌های شیرین

روزمره. اغلب به نان کمی شیرین یا نرم‌تر اشاره دارد که برای ساندویچ یا هات داگ استفاده می‌شود. برای انواع خاصی از نان وعده‌های غذایی جایگزین 'rolls' می‌شود. 'نان هات داگ' درست است.

Everyday. Often implies a slightly sweet or softer bread, used for sandwiches or hot dogs. Interchangeable with 'rolls' for specific types of bread for meals. 'Hot dog buns' works.

breadsانواع نان

کلی. به انواع مختلف نان اشاره دارد. مستقیماً جایگزین 'rolls' نیست زیرا 'breads' بسیار گسترده‌تر است، اما می‌توان از آن برای اشاره به تکه‌های کوچک و جداگانه نان استفاده کرد. 'انواع نان' برای یک وعده غذایی.

General. Refers to different varieties of bread. Not directly interchangeable with 'rolls' as 'breads' is much broader, but can be used if referring to small, individual portions of bread. 'Assorted breads' for a meal.

2noun (اسم)commonplural (جمع): rolls

اسم — رول‌ها

رول‌هاطومارها

اشیاء یا توده‌های استوانه‌ای که رول شده‌اند.

Cylindrical objects or masses that have been rolled up.

«او چندین رول کاغذ کادو خرید.»

She bought several rolls of wrapping paper.

«نجار از یک رول چسب استفاده کرد.»

The carpenter used a roll of tape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cylindersاستوانه‌ها

فنی/روزمره. شکل هندسی. وقتی به شکل فیزیکی چیزی که رول شده است اشاره دارد، جایگزین 'rolls' می‌شود، اما برای مواد انعطاف‌پذیر کمتر رایج است. 'یک کپسول اکسیژن' درست است.

Technical/Everyday. Geometric shape. Interchangeable with 'rolls' when referring to the physical shape of something rolled up, but less common for flexible materials. 'An oxygen cylinder' works.

spoolsقرقره‌ها

روزمره. یک استوانه که مواد (مانند نخ، سیم یا فیلم) روی آن پیچیده شده است. وقتی مورد رول شده روی یک محور مرکزی باشد، جایگزین 'rolls' می‌شود. 'یک قرقره نخ' درست است.

Everyday. A cylinder on which material (such as thread, wire, or film) is wound. Interchangeable with 'rolls' when the rolled item is on a central axis. 'A spool of thread' works.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): rolledpast participle (مفعولی): rolled-ing (حال): rolling3rd (سوم): rolls

فعل — غلتیدن

غلتیدنچرخاندن

با چرخیدن و چرخیدن حرکت کردن، یا چیزی را به این کار واداشتن.

To move by turning over and over, or to cause something to do so.

«توپ از تپه غلت می‌خورد.»

The ball rolls down the hill.

«او تاس‌ها را روی میز چرخاند.»

He rolled the dice across the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tumbleغلت زدن

روزمره. اغلب به حرکت غلتیدن بی‌کنترل یا ناشیانه، و اغلب به سمت پایین، اشاره دارد. وقتی حرکت یک سقوط یا چرخش بی‌کنترل باشد، جایگزین 'rolls' می‌شود. 'کودک از تپه غلتید.'

Everyday. Often implies an uncontrolled or clumsy rolling movement, often downwards. Interchangeable with 'rolls' when the movement is a fall or an uncontrolled turn. 'The child tumbled down the hill.'

revolveچرخیدن

رسمی/فنی. به معنای چرخیدن به دور یک نقطه یا محور مرکزی، اغلب در حرکتی پیوسته است. برای حرکت چرخشی جایگزین 'rolls' می‌شود، اما 'revolve' معمولاً حرکت انتقالی را در بر نمی‌گیرد. 'زمین به دور خورشید می‌چرخد.'

Formal/Technical. Implies rotating around a central point or axis, often in a continuous motion. Interchangeable with 'rolls' for rotational movement, but 'revolve' typically doesn't imply translational movement. 'The earth revolves around the sun.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000