rulers

rul·ers/ˈruːlərz/
ruleto govern or control-erone who does
1noun (اسم)commonplural (جمع): rulers

اسم — خط‌کش

خط‌کشقایم‌کننده خط

ابزارهایی برای اندازه‌گیری طول یا کشیدن خط مستقیم.

Instruments used to measure length or draw straight lines.

«او از خط‌کش برای کشیدن خط مستقیم استفاده کرد.»

She used a ruler to draw a straight line.

«خط‌کش ۳۰ سانتی‌متر است.»

The ruler measures 30 centimeters.

2noun (اسم)commonplural (جمع): rulers

اسم — حاکمان

حاکمانفرمانروایان

اشخاصی که کشورها یا گروه‌ها را اداره یا هدایت می‌کنند.

People who govern or lead countries or groups.

«حاکمان قوانین جدیدی وضع کردند.»

The rulers imposed new laws.

«بسیاری از حکمرانان در طول تاریخ جنگیدند.»

Many rulers throughout history fought wars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
monarchپادشاه

رسمی. فرمانروایی که معمولاً پادشاه یا ملکه و ارثی است.

Formal. A single ruler who is king or queen, often hereditary.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000