در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
منطقهای از زمین بایر و صخرهای، به ویژه زمینی که توسط جریانهای گدازه بازالتی باستانی و فرسایش بعدی آن شکل گرفته است.
An area of barren, rocky land, especially one formed by ancient basaltic lava flows and subsequent erosion.
«منطقه شرق واشنگتن دارای زمینهای سنگلاخی وسیعی است.»
“The eastern Washington region features vast scablands.”
«کاوش در زمین سنگلاخ به دلیل ناهمواری زمین چالشبرانگیز بود.»
“Exploring the scabland was challenging due to the rough terrain.”
روزمره. 'بیابان' اصطلاحی کلیتر برای زمینهای غیرمولد است، در حالی که 'زمین گالی' به طور خاص به زمین بایر و صخرهای اشاره دارد که توسط فرآیندهای زمینشناسی شکل گرفته است. 'دنیای پساآخرالزمانی یک بیابان بود' درست است، اما 'دنیای پساآخرالزمانی یک زمین گالی بود' بیش از حد خاص است مگر اینکه زمین دقیقاً این ویژگیها را داشته باشد.
Everyday. 'Wasteland' is a more general term for unproductive land, while 'scabland' specifically implies barren, rocky terrain formed by geological processes. 'The post-apocalyptic world was a wasteland' works, but 'The post-apocalyptic world was a scabland' is too specific unless the terrain fits.