scabrous

scab·rous/ˈskæbrəs/
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more scabroussuperlative (عالی): most scabrous

صفت — زبر

زبرخشنناصاف

زبر و خشن در لمس؛ دارای سطحی ناصاف به دلیل فلس‌ها، برآمدگی‌ها یا برجستگی‌ها.

Rough to the touch; having a rough surface due to scales, ridges, or projections.

«دیوار قدیمی بافتی خشن داشت.»

The old wall had a scabrous texture.

«برخی گیاهان برگ‌های زبر دارند تا گیاه‌خواران را دور کنند.»

Some plants have scabrous leaves to deter herbivores.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughناهموار

رایج. 'ناهموار' اصطلاحی کلی برای چیزی است که صاف نیست، در حالی که 'زبر' به بافت سطحی خاص‌تر و معمولاً ناخوشایندی اشاره دارد. 'پوست ناهموار' رایج است، 'پوست زبر' رسمی‌تر و توصیفی‌تر است.

Common. 'Rough' is a general term for not smooth, while 'scabrous' implies a more specific, usually unpleasant, surface texture. 'Rough skin' is common, 'scabrous skin' is more formal and descriptive.

coarseزمخت

رایج. مشابه 'ناهموار' اما اغلب به ذرات یا الیاف بزرگ‌تر و نامنظم اشاره دارد. 'زبر' بیشتر در مورد بی‌نظمی‌های تیز و سخت است. 'پارچه زمخت' درست است، 'پارچه زبر' کمتر رایج است مگر اینکه خیلی ناصاف باشد.

Common. Similar to 'rough' but often implying larger, uneven particles or fibers. 'Scabrous' is more about sharp, hard irregularities. 'Coarse fabric' works, 'scabrous fabric' less common unless it's very uneven.

متضادها
2adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more scabroussuperlative (عالی): most scabrous

صفت — فضیحت‌آمیز

فضیحت‌آمیززشتهرزه

مربوط به یا مشخص شده با مطالب رسوایی‌آور، ناشایست یا نامناسب؛ هرزه.

Dealing with or characterized by scandalous, off-color, or indecent material; salacious.

«نمایش به دلیل طنز زشتش مورد انتقاد قرار گرفت.»

The play was criticized for its scabrous humor.

«او گزارشی فضیحت‌آمیز از فساد سیاسی نوشت.»

He wrote a scabrous account of political corruption.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indecentنامناسب

رایج. 'نامناسب' اصطلاحی کلی‌تر برای چیزی است که از نظر اخلاقی توهین‌آمیز است. 'زشت' به معنای سطح آشکارتر یا از نظر گرافیکی تکان‌دهنده‌تری از ناشایستگی است که اغلب دارای مفاهیم جنسی است. 'زبان نامناسب' رایج است، 'زبان زشت' چیزی بسیار قوی‌تر را نشان می‌دهد.

Common. 'Indecent' is a more general term for morally offensive. 'Scabrous' implies a more explicit or graphically shocking level of indecency, often with sexual connotations. 'Indecent language' is common, 'scabrous language' suggests something much stronger.

salaciousشهوت‌انگیز

رسمی. مستقیماً به محتوای جنسی آشکار یا تحریک‌آمیز اشاره دارد. 'زشت' می‌تواند این مورد را پوشش دهد اما همچنین اشکال دیگری از مطالب رسوایی‌آور یا مبتذل را نیز شامل می‌شود. 'یک رمان شهوت‌انگیز' درست است، 'یک رمان زشت' ممکن است طنز مبتذل را نیز شامل شود.

Formal. Directly refers to sexually explicit or suggestive content. 'Scabrous' can cover this but also other forms of scandalous or crude material. 'A salacious novel' works, 'a scabrous novel' might imply crude humor as well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000