scampered

scam·pered/ˈskæm.pərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scamperedpast participle (مفعولی): scampered-ing (حال): scampering3rd (سوم): scampers

فعل — جست و خیز کرد

جست و خیز کردبا سرعت دوید

با سرعت و سبکی دویدن، معمولاً به شکلی بازیگوشانه یا شتاب‌زده.

Ran quickly and lightly, especially in a playful or hurried way.

«کودکان در زمین با خوشحالی دویدند.»

The children scampered across the field.

«سنجاب به سرعت روی درخت دوید.»

A squirrel scampered up the tree.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scurriedتند دویدن

غيررسمی. به معنای حرکات کوچک و سریع، معمولاً خجالتی.

Informal. Similar meaning but implies small, quick movements, often timid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000