adjective (صفت)common
صفت — زخمدار
زخمدارجای زخمدار
دارای نشانهها یا آسیبهایی که از زخم ایجاد شدهاند.
Having marks or damage caused by wounds or injury.
«صورتش ازحادثه جای زخم داشت.»
“His face was scarred from the accident.”
«درخت قدیمی توسط رعد و برق زخمی شده بود.»
“The old tree was scarred by lightning.”
تفاوت با واژههای مشابه
marked— مشخص
رایج است. به آسیب یا نشانههای قابل مشاهده اشاره دارد؛ اغلب قابل تعویض است.
Common. Indicates visible damage or marks; often interchangeable.