schism

/ˈsɪzəm/
noun (اسم)formalplural (جمع): schisms

اسم — شکاف

شکافانشقاقتفرقه

یک شکاف یا جدایی، به ویژه جدایی رسمی در یک نهاد مذهبی یا سازمان دیگر.

A division or split, especially a formal split within a religious body or other organization.

«کلیسا بر سر اختلافات عقیدتی با انشقاق بزرگی روبرو شد.»

The church faced a major schism over doctrinal differences.

«شکاف‌های سیاسی می‌توانند نفوذ یک حزب را تضعیف کنند.»

Political schisms can weaken a party's influence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splitجدایی، شکاف

رایج. اصطلاح کلی برای هر نوع جدایی. 'Schism' به جدایی رسمی یا ایدئولوژیکی‌تر اشاره دارد، که اغلب با عواقب قابل توجه، به ویژه در زمینه‌های مذهبی یا سیاسی همراه است.

Common. A general term for any division. 'Schism' implies a more formal or ideological division, often with significant consequences, especially in religious or political contexts.

divisionتجزیه، تقسیم

رایج. یک اصطلاح خنثی برای جدایی به بخش‌ها. 'Schism' به طور خاص بر اختلاف نظر یا درگیری‌ای که باعث جدایی می‌شود، به ویژه در یک گروه تثبیت شده، تأکید دارد.

Common. A neutral term for separation into parts. 'Schism' specifically highlights a disagreement or conflict that causes the separation, particularly within an established group.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000