scraggly

scrag·gly/ˈskræɡli/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more scragglysuperlative (عالی): most scraggly

صفت — ژولیده

ژولیدهپرانتشار

ظاهر ناهموار، نازک یا ژولیده.

Having an uneven, thin, or ragged appearance.

«بعد از اردو موهایش ژولیده بود.»

He had scraggly hair after camping.

«بوته‌های ژولیده کنار حصار رشد کرده بودند.»

The scraggly bushes grew near the fence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shaggyپشمالو

غیررسمی. به مو یا خز ضخیم و نامرتب اشاره دارد؛ کمی متفاوت با scraggly.

Informal. Means bushy or untidy hair or fur; similar to scraggly but can imply thicker.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000