scram

/skræm/
verb (فعل)informalpast (گذشته): scrammedpast participle (مفعولی): scrammed-ing (حال): scramming3rd (سوم): scrams

فعل — فرار کردن

فرار کردنگریز زدن

سریع جایی را ترک کردن، معمولاً برای فرار از مشکل یا خطر

To leave a place quickly, usually to avoid trouble or danger

«قبل از رسیدن پلیس فرار کن!»

Scram before the police arrive!

«به او گفتند فوراً فرار کن.»

They told him to scram immediately.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000