scraggy

scrag·gy/ˈskræɡ.i/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): scraggiersuperlative (عالی): scraggiest

صفت — لاغر استخوانی

لاغر استخوانینازک و زخمی

لاغر و استخوانی به نحوی که ظاهری ناهموار یا ناسالم ایجاد می‌کند.

Thin and bony in a way that looks rough or unhealthy.

«سگ لاغر استخوانی گرسنه و خسته به نظر می‌رسید.»

The scraggy dog looked hungry and tired.

«او ریشی نازک و نامرتب دارد که هرگز اصلاح نمی‌کند.»

He has a scraggy beard that he never trims.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scrawnyلاغر و استخوانی

غیررسمی است و به ظاهر بسیار لاغر و ضعیف اشاره دارد. مشابه اما کمتر شدید از scraggy.

Informal. Refers to very thin, often weak appearance. Similar meaning but less harsh than 'scraggy'.

thinلاغر

بسیار رایج و اصطلاحی خنثی برای کمبود چربی یا گوشت است.

Very common. Neutral term for lack of fat or flesh. Can be used in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000