scrawny

scraw·ny/ˈskrɔːni/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): scrawniersuperlative (عالی): scrawniest

صفت — لاغر مردنی

لاغر مردنیکم گوشت

بسیار لاغر، معمولاً به شکلی ناسالم یا ضعیف.

Very thin, usually in an unhealthy or weak way.

«سگ ولگرد لاغر و ضعیف به نظر می‌رسید.»

The stray dog looked scrawny and weak.

«او نسبت به دوستانش لاغر و ضعیف به نظر می‌رسید.»

He felt scrawny compared to his friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skinnyلاغر

غیررسمی. معنی مشابه دارد ولی 'skinny' می‌تواند بی‌طرف یا مثبت باشد، در حالی که 'scrawny' معمولاً منفی است.

Informal. Similar meaning but 'skinny' can be neutral or positive, while 'scrawny' is generally negative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000