scrawled

/skrɔːld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scrawledpast participle (مفعولی): scrawled-ing (حال): scrawling3rd (سوم): scrawls

فعل — چشم‌نویسی کردن

چشم‌نویسی کردنهرسری نوشتن

نوشتن یا کشیدن بدون دقت و با دست‌خط نامرتب یا عجولانه.

Written or drawn carelessly or hurriedly with irregular or messy handwriting.

«او یادداشتی بی‌دقت روی کاغذ نوشت.»

She scrawled a note on the paper.

«نام او نامرتب روی دیوار نوشته شده بود.»

His name was scrawled on the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scribbledخط خطی کردن

رایج. معنای مشابه با نوشتن عجولانه و نامرتب.

Common. Similar meaning implying messy writing often hurried.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000