در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
توده بزرگی از آب شور که معمولاً از خشکیها تا حدی محصور است و از اقیانوس کوچکتر است.
A large body of salty water smaller than an ocean, often partially enclosed by land.
«دریا امروز آرام و آبی بود.»
“The sea was calm and blue today.”
«آنها از دریا عبور کردند تا به کشور دیگری برسند.»
“They sailed across the sea to another country.”
رایج. اقیانوس اشاره به آبهای شور بزرگتر دارد و معمولاً جایگزین دریا نمیشود؛ دریا کوچکتر و اغلب محصورتر است.
Common. 'Ocean' refers to larger bodies of salt water than 'sea' and generally is not interchangeable; 'sea' is smaller and often partly enclosed by land.
غیررسمی. اشاره کلی به آب شور دارد اما دقیقاً برابر دریا نیست.
Informal. Refers generally to water that is salty, but not specific to seas; less precise than ‘sea’.
هر گستره وسیع یا مجموعه بزرگ که به دلیل اندازه یا وسعت به دریا تشبیه میشود، معمولاً به شکل استعارهای.
Any large expanse or mass likened to a sea in size or extent, often metaphorical.
«دریایی از مشکلات در انتظارش بود.»
“A sea of troubles awaited him.”
«او با دریایی از چهرههای ناآشنا روبرو شد.»
“She faced a sea of unfamiliar faces.”
رسمی. به فضای باز وسیع اشاره دارد که دریا را به شکل استعاری نشان میدهد اما مربوط به آب نیست.
Formal. Refers to a wide open space like 'sea' metaphorically but not specifically related to water.