shackle

shack·le/ˈʃækəl/
1noun (اسم)formalplural (جمع): shackles

اسم — زنجیر دست و پا

زنجیر دست و پااسپند

حلقه یا زنجیری که برای بستن مچ دست یا پا استفاده می‌شود و حرکت را محدود می‌کند.

A ring or chain used to fasten a person's wrists or ankles, restricting movement.

«زندانی زنجیرهای سنگینی به دست داشت.»

The prisoner wore heavy shackles.

«پس از دادگاه، زنجیرها برداشته شدند.»

Shackles were removed after the trial.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): shackledpast participle (مفعولی): shackled-ing (حال): shackling3rd (سوم): shackles

فعل — بستن به زنجیر

بستن به زنجیردر زنجیر انداختن

محکم بستن مچ دست یا پا با زنجیر برای محدود کردن حرکت.

To fasten someone's wrists or ankles with shackles, limiting their movement.

«نگهبان‌ها زندانی را قبل از جابجایی به زنجیر بستند.»

The guards shackled the prisoner before moving him.

«او هنگام انتقال به زنجیر بسته شد.»

He was shackled during the transport.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000