shale

/ʃeɪl/
shalea type of fine-grained sedimentary rock
1noun (اسم)technical

اسم — شیست

شیستسنگ رسوبیشیل

سنگی رسوبی نرم و ریز لایه‌ای که از گل یا خاک رس فشرده شده تشکیل شده و به راحتی به ورقه‌های شکننده تقسیم می‌شود.

A soft, finely stratified sedimentary rock that formed from consolidated mud or clay and can be split easily into fragile slabs.

«صخره‌ها از لایه‌های شیل تیره تشکیل شده بودند.»

The cliffs were composed of layers of dark shale.

«شیل نفتی نوعی سنگ شیل است که می‌تواند نفت تولید کند.»

Oil shale is a type of shale rock that can yield oil.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slateتخته سنگ

رایج. سنگی دگرگونی است که از نظر ظاهری شبیه شیل است اما سخت‌تر و بادوام‌تر از آن است و اغلب برای سقف‌سازی استفاده می‌شود. شیل تحت دگرگونی به تخته سنگ تبدیل می‌شود. 'سقف از تخته سنگ ساخته شده بود' درست است، اما 'سقف از شیل ساخته شده بود' به معنای سقفی بسیار ضعیف و شکننده است.

Common. A metamorphic rock similar in appearance but harder and more durable than shale, often used for roofing. Shale is a precursor to slate under metamorphism. 'The roof was made of slate' works, but 'The roof was made of shale' would imply a very weak, easily broken roof.

2adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more shalesuperlative (عالی): most shale

صفت — شیل‌مانند

شیل‌مانندلایه‌ایشکننده

شبیه به شیل در نازکی، شکنندگی یا قابلیت تقسیم آسان.

Resembling shale in being thin, brittle, or easily split.

«کیفیت شیل‌مانند سرامیک آن را مستعد ترک خوردن می‌کرد.»

The shale-like quality of the ceramic made it prone to cracking.

«او تشکیل سنگ را دارای بافت شیل توصیف کرد.»

He described the rock formation as having a shale texture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brittleشکننده

رایج. چیزی را توصیف می‌کند که سخت اما به راحتی شکسته می‌شود. 'شیل' به عنوان صفت به طور خاص به شکنندگی نازک و لایه‌ای سنگ شیل اشاره دارد. 'پلاستیک قدیمی شکننده شده بود' درست است. 'ماده شیل‌مانند بود' زمانی استفاده می‌شود که بخواهید علاوه بر شکنندگی، بر ماهیت نازک و لایه‌ای آن نیز تأکید کنید.

Common. Describes something hard but easily broken. 'Shale' as an adjective specifically refers to the thin, layered breakability of shale rock. 'The old plastic had become brittle' works. 'The material was shale-like' would be used if you wanted to emphasize its thin, stratified nature in addition to its brittleness.

flakyپوسته‌پوسته

غیررسمی. چیزی را توصیف می‌کند که به قطعات کوچک و نازک جدا می‌شود. 'شیل' به لایه‌بندی مشخص‌تر و سنگ‌مانندتری اشاره دارد. 'شیرینی پوسته‌پوسته بود' درست است. 'ماده معدنی بافت شیل داشت' به پوسته‌پوستگی ساختاریافته‌تر و زمین‌شناختی‌تری اشاره دارد.

Informal. Describes something that comes off in small, thin pieces. 'Shale' implies a more defined, rock-like layering. 'The pastry was flaky' works. 'The mineral had a shale texture' implies a more structured, geological flakiness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000