sharpie
اسم — ماژیک شارپی
یک برند از ماژیکهای دائمی.
A brand of permanent marker pen.
«میشه اون شارپی رو به من بدی؟ باید این جعبه رو برچسب بزنم.»
“Could you pass me that Sharpie? I need to label this box.”
«او با یک شارپی سیاه پوستر را امضا کرد.»
“She used a black Sharpie to sign the poster.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح عمومی برای هر نوع قلم ماژیک. 'شارپی' به طور خاص به برند محبوب ماژیکهای دائمی اشاره دارد. 'برای نوشتن روی تخته وایتبرد از ماژیک استفاده کن' درست است، اما معمولاً نمیگویید 'برای نوشتن روی تخته وایتبرد از شارپی استفاده کن' مگر اینکه در بافت خاصی پایداری و دوام مدنظر باشد.
Common. A general term for any type of marker pen. 'Sharpie' specifically refers to the popular brand of permanent markers. 'Use a marker to write on the whiteboard' works, but you wouldn't typically say 'Use a Sharpie to write on the whiteboard' unless it's a specific context where permanence is implied or desired.
اسم — فرد زیرک
فردی باهوش و زیرک، به ویژه کسی که در امور تجاری یا اجتماعی شوخطبع و باهوش است.
An intelligent and astute person, especially one who is quick-witted and shrewd in business or social dealings.
«او واقعاً آدم زرنگی است، همیشه میداند چگونه بهترین معامله را بدست آورد.»
“He's a real sharpie, always knowing how to get the best deal.”
«سعی نکن او را گول بزنی، او زیرک است و تو را به راحتی میفهمد.»
“Don't try to fool her, she's a sharpie and will see right through you.”