shatter the ice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

shat·ter the ice/ˈʃætər ði aɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — یخ را خرد کردن

یخ را خرد کردنیخ را تکه‌تکه شکستن

یخ را با نیرو به تکه‌های زیاد شکستن.

To break ice into many pieces with force.

«قایق می‌تواند یخ نزدیک ساحل را خرد کند.»

The boat can shatter the ice near shore.

«موج‌های سنگین شبانه یخ را تکه‌تکه کردند.»

Heavy waves shattered the ice overnight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000