shifted

shift·ed/ʃɪftɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shiftedpast participle (مفعولی): shifted-ing (حال): shifting3rd (سوم): shifts

فعل — جابجا شد

جابجا شدتغییر کرد

گذشته فعل 'shift' که به معنی حرکت دادن یا تغییر موقعیت است.

Past tense of 'shift', meaning to move or change position.

«صندلی‌اش را نزدیک‌تر به میز جابجا کرد.»

He shifted his chair closer to the table.

«باد ناگهان جهتش را تغییر داد.»

The wind shifted direction suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movedحرکت کرد

رایج. وقتی به تغییر مکان یا موقعیت اشاره دارد، جایگزین است.

Common. Interchangeable when indicating change of place or position.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000