shifty

shift·y/ˈʃɪf.ti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): shiftiersuperlative (عالی): shiftiest

صفت — دورویی

دوروییمشکوک

ظاهر غیرقابل اعتماد یا ناصادق، رفتاری طفره‌آمیز دارد.

Appearing dishonest or unreliable; evasive in behavior.

«او پاسخ مشکوکی به سوال داد.»

He gave a shifty answer to the question.

«آن مرد غیرقابل اعتماد به نظر می‌رسید و از تماس چشمی اجتناب می‌کرد.»

The man looked shifty and avoided eye contact.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slyمکار

غیررسمی. معنای مشابه نسبت به رفتار حیله‌گرانه یا فریبنده.

Informal. Similar meaning related to cunning or deceptive behavior.

suspiciousمشکوک

رسمی/غیررسمی. برای افراد یا رفتارهایی که تردید ایجاد می‌کنند به کار می‌رود؛ گاهی جایگزین shifty.

Formal/informal. Used for people or actions that raise doubt; sometimes replaces 'shifty'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000