shots

/ʃɒts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): shots

اسم — شوت‌ها

شوت‌هاعکس‌ها

جمع 'shot'؛ تلاش برای امتیاز گرفتن در ورزش، یا عکس‌ها.

Plural of 'shot'; attempts to score in sports, or photographs.

«بازیکن بسکتبال در طول بازی شوت‌های زیادی زد.»

The basketball player made many shots during the game.

«عکاس چند عکس زیبا از منظره گرفت.»

The photographer took some beautiful shots of the landscape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attemptsتلاش‌ها

کلی. به هر تلاشی که برای دستیابی به چیزی انجام می‌شود اشاره دارد، نه فقط در ورزش. 'تلاش‌های او ناموفق بود' درست است.

General. Refers to any effort made to achieve something, not just in sports. 'His attempts were unsuccessful' works.

photographsتصاویر

رایج. به طور خاص به تصاویری که با دوربین گرفته شده‌اند اشاره دارد. 'او در سفرش عکس‌های زیادی گرفت.'

Common. Specifically refers to images captured by a camera. 'She took many photographs on her trip.'

2noun (اسم)commonplural (جمع): shots

اسم — تزریق‌ها

تزریق‌هاسروینگ‌های نوشیدنی

جمع 'shot'؛ تزریق دارو یا سروینگ‌های نوشیدنی الکلی.

Plural of 'shot'; injections of medicine or liquor servings.

«بسیاری از کودکان سالانه واکسن آنفولانزا خود را دریافت می‌کنند.»

Many children receive their flu shots annually.

«آنها چند سروینگ ویسکی در بار سفارش دادند.»

They ordered several shots of whiskey at the bar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
injectionsتزریقات

پزشکی/رسمی. به طور خاص به عمل تزریق ماده‌ای، معمولاً دارو، به بدن اشاره دارد. 'دکتر به او یک سری تزریق انجام داد.'

Medical/Formal. Specifically refers to the act of injecting a substance, usually medication, into the body. 'The doctor gave her a series of injections.'

dosesدوزها

پزشکی. به مقدار دارو یا ماده مخدری که در یک زمان مصرف یا تزریق می‌شود اشاره دارد. 'او دو دوز از دارو را مصرف کرد.'

Medical. Refers to a quantity of a medicine or drug taken or administered at one time. 'He took two doses of the medication.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000