sickie

sick·ie/ˈsɪki/
sickill or unwell-iefamiliar or diminutive
noun (اسم)informalplural (جمع): sickies

اسم — مرخصی مرضی

مرخصی مرضیروز بیماری

روز مرخصی به بهانه بیماری، گاهی به‌صورت دروغین.

A day off work claimed due to illness, sometimes falsely.

«او برای فرار از کار مرخصی مرضی گرفت.»

He took a sickie to avoid work.

«بسیاری وقتی فقط می‌خواهند استراحت کنند، مرخصی مرضی می‌گیرند.»

Many use sickies when they just want a break.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000