adverb (قید)archaictype (نوع): placeposition (جایگاه): middle
قید — به صورت جانبی
به صورت جانبیبه یک طرف
به سمت پهلو یا به صورت کناری.
In or toward a sideways direction; to the side.
«او برای دوری از نور با نگاه جانبی نگاه کرد.»
“He looked sidewise to avoid the glare.”
«ماشین به یک طرف حرکت کرد تا خودرو دیگری عبور کند.»
“The car moved sidewise to let another car pass.”
تفاوت با واژههای مشابه
sideways— جانبی
رایجتر و در اکثر موارد به معنای «به طرفین» استفاده میشود.
More common, interchangeable in most contexts meaning 'to the side'.