sidewise

side·wise/ˈsaɪd.waɪz/
sidea lateral part or position-wisein the manner of / direction
adverb (قید)archaictype (نوع): placeposition (جایگاه): middle

قید — به صورت جانبی

به صورت جانبیبه یک طرف

به سمت پهلو یا به صورت کناری.

In or toward a sideways direction; to the side.

«او برای دوری از نور با نگاه جانبی نگاه کرد.»

He looked sidewise to avoid the glare.

«ماشین به یک طرف حرکت کرد تا خودرو دیگری عبور کند.»

The car moved sidewise to let another car pass.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sidewaysجانبی

رایج‌تر و در اکثر موارد به معنای «به طرفین» استفاده می‌شود.

More common, interchangeable in most contexts meaning 'to the side'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000