slammed

/slæmd/
verb (فعل)common

فعل — کوفتن

کوفتنبسته شدن محکم

گذشته فعل slam: بسته شدن با صدای بلند و زور.

Past tense of slam: to shut something loudly and forcefully.

«او در را کوبید و رفت.»

He slammed the door and left.

«کتاب محکم روی میز بسته شد.»

The book slammed shut on the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bangedضربه زدن

غیررسمی. صدای بلند ضربه؛ slam معنی بیشتر زور و برخورد دارد.

Informal. Loud banging sound; slam implies more force and impact.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000