slammer

slam·mer/ˈslæmɚ/
slamto shut forcefully-meragent noun suffix, one who does
noun (اسم)informalplural (جمع): slammers

اسم — زندان

زنداندستگاه زندان

اصطلاح عامیانه برای زندان

slang for jail or prison

«او به خاطر سرقت شش ماه را در زندان گذراند.»

He spent six months in the slammer for theft.

«فرار از زندان خیلی سخت است.»

Breaking out of the slammer is very difficult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jailزندان

رایج. هم‌معنی مستقیم با slammer، غیررسمی اما بسیار استفاده شده.

Common. Direct synonym for slammer, informal but widely used.

prisonزندان

رسمی. معنای مشابه ولی رسمی‌تر و رسمی‌تر از slammer.

Formal. Similar meaning but more formal and official term than slammer.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000