slimline

slim·line/ˈslɪm.laɪn/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more slimlinesuperlative (عالی): most slimline

صفت — باریک‌شده

باریک‌شدهکم‌حجم

طراحی‌شده برای باریک‌تر یا جمع‌وجورتر بودن نسبت به نمونه‌های معمولی

designed to be thinner or more compact than typical models

«یک لپ‌تاپ باریک‌ شده برای سفر آسان خریدم.»

I bought a slimline laptop for easy travel.

«یخچال باریک‌ شده بهتر در آشپزخانه‌های کوچک جا می‌گیرد.»

The slimline refrigerator fits better in small kitchens.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thinباریک

روزمره. معمولاً درباره اندازه یا ضخامت، ولی slimline بر طراحی تأکید دارد.

Everyday. Describes size or thickness generally, but slimline implies design or style.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000