در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
طراحیشده برای باریکتر یا جمعوجورتر بودن نسبت به نمونههای معمولی
designed to be thinner or more compact than typical models
«یک لپتاپ باریک شده برای سفر آسان خریدم.»
“I bought a slimline laptop for easy travel.”
«یخچال باریک شده بهتر در آشپزخانههای کوچک جا میگیرد.»
“The slimline refrigerator fits better in small kitchens.”
روزمره. معمولاً درباره اندازه یا ضخامت، ولی slimline بر طراحی تأکید دارد.
Everyday. Describes size or thickness generally, but slimline implies design or style.