snap at

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/snæp æt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با تندی جواب دادن

با تندی جواب دادنپرخاش کردن

ناگهان و با عصبانیت با کسی حرف زدن.

To speak to someone suddenly and angrily.

«لطفاً با من تند حرف نزن؛ دارم کمک می‌کنم.»

Please don't snap at me; I'm trying to help.

«او به‌خاطر اشتباهی کوچک با تندی با برادرش حرف زد.»

She snapped at her brother over a small mistake.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برای گاز گرفتن حمله کردن

برای گاز گرفتن حمله کردنگاز گرفتن را امتحان کردن

برای گاز گرفتنِ سریعِ کسی یا چیزی حمله کردن.

To try to bite someone or something quickly.

«سگ به دست پیک حمله کرد تا گازش بگیرد.»

The dog snapped at the delivery driver's hand.

«توله‌سگ خواست نخ را گاز بگیرد.»

The puppy snapped at the string.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000