snap back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/snæp bæk/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سریع به حالت قبل برگشتن

سریع به حالت قبل برگشتندوباره جمع شدن

به‌سرعت به شکل، موقعیت، وضعیت یا سطح قبلی برگشتن.

To return quickly to an earlier shape, position, condition, or level.

«کش سریع به جای خودش برگشت.»

The elastic band snapped back into place.

«فروش پس از پایان تعطیلات سریع به سطح قبلی برگشت.»

Sales snapped back after the holiday ended.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — با تندی جواب دادن

با تندی جواب دادنجواب دندان‌شکن دادن

در جواب حرف یا انتقادی، ناگهان و با عصبانیت پاسخ دادن.

To reply suddenly and angrily to a comment or criticism.

«او با تندی جواب داد که تنبل نیست.»

She snapped back that she was not lazy.

«وقتی رئیسش از او پرسید، او با تندی جواب داد.»

He snapped back when his boss questioned him.

3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — زود سرحال شدن

زود سرحال شدنسریع بهبود یافتن

پس از بیماری، سختی یا ناامیدی زود دوباره سرحال شدن.

To recover quickly after illness, difficulty, or disappointment.

«او پس از آنفلوآنزا خیلی زود سرحال شد.»

She snapped back quickly after the flu.

«تیم پس از اولین باختش سریع دوباره جان گرفت.»

The team snapped back after its first loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000