snarliest

snar·li·est/ˈsnɑːrliɪst/
snarlto growl; to twist into knots-ycharacterized by-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): snarliersuperlative (عالی): snarliest

صفت — گره‌دارترین

گره‌دارترینعصبانی‌ترینغرغروترین

شکل عالی 'snarly' به معنای درهم‌گره‌خورده‌ترین، گره‌دارترین یا کسی که بیشتر غرغر می‌کند.

The superlative form of 'snarly', meaning most tangled, gnarled, or inclined to snarl.

«آن گره ترافیکی، گره‌دارترین ترافیکی بود که تا به حال دیده‌ام.»

That was the snarliest traffic jam I've ever seen.

«او غرغروترین سگ در پناهگاه بود.»

He was the snarliest dog in the shelter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grumpiestبداخلاق‌ترین

رایج. بداخلاق‌ترین یا بدخلق‌ترین فرد یا حیوان را توصیف می‌کند. بیشتر بر خلق و خو تمرکز دارد تا جنبه غرغر کردن 'snarly'.

Common. Describes the most irritable or ill-tempered person or animal. More focused on disposition than the growling aspect of 'snarly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000