در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آهسته و با طعنه یا بیاحترامی خندیدن
to laugh quietly in a disrespectful or mocking way
«آنها به اشتباهش پیشخند زدند.»
“They sniggered at his mistake.”
«کلاس هنگام سخنرانی قاهقاه خندید.»
“The class sniggered during the lecture.”