snipe

/snaɪp/
1noun (اسم)commonplural (جمع): snipes

اسم — پرنده قارقارک

پرنده قارقارک

نوعی پرنده کوچک با پاهای بلند و مخصوص نواحی باتلاقی.

A type of small, long-legged wading bird.

«قارقارک در نزدیکی مرداب مخفی شده بود.»

The snipe was hiding near the swamp.

«شکارچیان در هنگام مهاجرت به دنبال قارقارک می‌گردند.»

Hunters look for snipes during migration.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): snipedpast participle (مفعولی): sniped-ing (حال): sniping3rd (سوم): snipes

فعل — تیراندازی از راه دور

تیراندازی از راه دور

از مخفیگاه تیراندازی کردن، به ویژه در جنگ.

To shoot at someone from a hidden place, especially in warfare.

«آن‌ها از تپه‌ها به دشمن تیراندازی کردند.»

They sniped at the enemy from the hills.

«کماندو هدف‌ها را با دقت از دور می‌زد.»

The sniper sniped targets carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shootشلیک کردن

اصطلاح کلی برای شلیک اسلحه؛ snipe به شلیک مخفیانه اشاره دارد.

General term for firing a weapon; snipe specifically implies covert shooting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000