snip

/snɪp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): snippedpast participle (مفعولی): snipped-ing (حال): snipping3rd (سوم): snips

فعل — بریدن

بریدنچیدن

با قیچی به سرعت و با دقت چیزی را برش دادن، مخصوصاً قطعه کوچک.

To cut something quickly and neatly with scissors, especially a small piece.

«او نخ را با قیچی برید تا دوخت را تمام کند.»

She snipped the thread to finish sewing.

«باغبان برگ‌های خشکیده را چید.»

The gardener snipped the dead leaves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clipکوتاه کردن

رایج. اغلب قابل تعویض در بریدن بخش‌های کوچک است اما snip برش دقیق‌تری دارد.

Common. Often interchangeable in cutting small parts but 'snap' implies precise cutting.

2noun (اسم)commonplural (جمع): snips

اسم — برش کوتاه

برش کوتاه

برشی کوچک و سریع که با قیچی ایجاد شده است.

A quick small cut made with scissors.

«اینجا یک برش کوتاه بده برای باز کردن بسته.»

Make a snip here to open the package.

«او یک برش کوچک از پارچه برداشت تا کیفیت را بررسی کند.»

She took a snip of the fabric to check the quality.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000