sopped

/sɒpt/
sopto soak up liquid-edpast tense
adjective (صفت)common

صفت — خیسانده شده

خیسانده شدهاشباع شده

خیلی خیس یا اشباع شده از مایع.

Soaked or thoroughly saturated with liquid.

«نان در سس خیسانده شده بود.»

The bread was sopped in the sauce.

«لباس‌هایش پس از باران خیسانده شده بودند.»

His clothes were sopped after the rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drenchedخیسانده شده

رایج. تاکید بر کاملاً خیس بودن.

Common. Emphasizes being completely wet or soaked.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000