sorbic

sor·bic/ˈsɔːrbɪk/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more sorbicsuperlative (عالی): most sorbic

صفت — سوربیک

سوربیکمربوط به سرو کوهی

مربوط به یا مشتق شده از میوه درخت سرو کوهی (سرده سوربوس)، به ویژه در اشاره به اسید سوربیک.

Relating to or derived from the berries of the rowan tree (genus Sorbus), especially in reference to sorbic acid.

«اسید سوربیک یک نگهدارنده غذایی رایج است.»

Sorbic acid is a common food preservative.

«خواص سوربیک این توت‌ها به طور سنتی شناخته شده بود.»

The sorbic properties of the berries were known traditionally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000