spaces

spac·es/ˈspeɪsɪz/
spacean empty area or volume-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): spaces

اسم — فضاها

فضاهاجاهامکان‌ها

جمع واژه «space»؛ ناحیه یا گستره پیوسته‌ای که خالی، در دسترس یا اشغال‌نشده است.

Plural of space; continuous area or expanse which is free, available, or unoccupied.

«آنها چندین فضای عمومی جدید در شهر ایجاد کردند.»

They created several new public spaces in the city.

«ساختمان فضاهای خالی زیادی دارد که می‌توان اجاره کرد.»

The building has many empty spaces that can be rented.

تفاوت با واژه‌های مشابه
areasمناطق

روزمره. 'مناطق' بسیار کلی است و می‌توان آن را در اکثر بافت‌ها به جای 'فضاها' استفاده کرد، به‌ویژه وقتی به نواحی جغرافیایی یا مفهومی تعریف‌شده اشاره دارد. 'فضاهای پارک' و 'مناطق پارک' هر دو درست هستند. 'فضاهای باز' و 'مناطق باز' نیز بسیار شبیه هستند.

Everyday. 'Areas' is very general and can be used interchangeably with 'spaces' when referring to defined geographical or conceptual regions. 'Parking spaces' works, but 'parking areas' also works. 'Open spaces' and 'open areas' are very similar.

roomsاتاق‌ها

روزمره. به طور خاص برای بخش‌های محصور داخل یک ساختمان استفاده می‌شود. اگرچه اتاق نوعی فضا است، 'اتاق‌ها' نمی‌تواند جایگزین 'فضاها' شود وقتی به مناطق باز یا نامشخص اشاره دارد. 'اتاق‌های هتل' درست است، اما 'فضاهای عمومی' نمی‌تواند 'اتاق‌های عمومی' باشد.

Everyday. Used specifically for enclosed divisions within a building. While a room is a type of space, 'rooms' cannot replace 'spaces' when referring to open or undefined areas. 'Hotel rooms' works, but 'public spaces' cannot be 'public rooms'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): spacedpast participle (مفعولی): spaced-ing (حال): spacing3rd (سوم): spaces

فعل — فاصله انداختن

فاصله انداختنفاصله دادن

چیدمان کردن اقلام یا عناصر با فواصل بین آنها.

To arrange items or elements with intervals between them.

«حروف را به طور یکنواخت در صفحه فاصله دهید.»

Space the letters evenly across the page.

«او قرارهای خود را در طول روز با فاصله چید.»

She spaced out her appointments throughout the day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distributeتوزیع کردن

رسمی. 'توزیع کردن' به معنای پخش کردن اقلام در یک منطقه، اغلب به گیرندگان زیاد است، در حالی که 'space' بر فواصل تمرکز دارد. می‌توان 'اعلامیه ها را به طور یکنواخت توزیع کرد' اما 'گیاهان را به طور یکنواخت فاصله داد'. 'Space' به فواصل منظم اشاره دارد.

Formal. 'Distribute' suggests spreading items across an area, often to many recipients, while 'space' focuses on the intervals. You can 'distribute flyers evenly' but you 'space out the plants evenly'. 'Space' implies regular intervals.

separateجدا کردن

روزمره. 'جدا کردن' به معنای ایجاد موجودیت‌های متمایز است که می‌تواند منجر به فضا شود، اما 'space' به طور خاص به ایجاد یا تنظیم فواصل اشاره دارد. 'رنگ‌ها را جدا کن' درست است، اما 'رنگ‌ها را روی بوم فاصله بده' دقیق‌تر است اگر منظورتان شکاف بین آنهاست.

Everyday. 'Separate' implies making distinct entities, which can result in space, but 'space' specifically refers to creating or adjusting the intervals. 'Separate the colors' works, but 'space out the colors on the canvas' is more precise if you mean the gaps between them.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000