specified

spec·i·fied/ˈspɛsɪfaɪd/
specifyto state explicitly-edpast tense or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — مشخص شده

مشخص شدهمعین شده

به‌طور واضح و صریح بیان یا مشخص شده.

Clearly and explicitly stated or identified.

«برای این کار از ابزار مشخص شده استفاده کن.»

Use the specified tool for this job.

«دستورالعمل‌های معین شده را با دقت دنبال کن.»

Follow the specified instructions carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
statedبیان شده

رایج. به‌طور واضح اعلام یا بیان شده.

Common. Explicitly declared or expressed.

designatedتعیین شده

رسمی. به طور رسمی منصوب یا مشخص شده.

Formal. Officially appointed or identified.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000