spied

/spaɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spiedpast participle (مفعولی): spied-ing (حال): spying3rd (سوم): spies

فعل — جاسوسی کرد

جاسوسی کردزیر نظر گرفتمخفیانه مشاهده کرد

گذشته فعل spy؛ به طور مخفیانه کسی یا چیزی را تماشا کرد یا زیر نظر گرفت

Past tense of spy; secretly watched or observed someone or something

«او از پنجره‌اش به همسایگان جاسوسی می‌کرد.»

He spied on the neighbors from his window.

«آن‌ها در زمان جنگ برای جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی می‌کردند.»

They spied during the war to gather information.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observedمشاهده کرد

متداول. معنای کلی تماشا کردن؛ در زمینه‌های خنثی می‌تواند جای spy را بگیرد.

Common. General term for watching; can sometimes substitute spy in neutral contexts.

watchedنگاه کرد

متداول. خنثی‌تر و کمتر مخفیانه نسبت به spy؛ بسته به شرایط ممکن است جایگزین شود.

Common. More neutral and less secretive than spy; possible substitute depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000