spilled

/spɪld/
verb (فعل)common

فعل — ریخت

ریختپراکنده شدن

گذشته spill: باعث ریختن مایع یا ماده‌ای به طور اتفاقی شدن.

Past tense of spill: to cause liquid or substance to fall out accidentally.

«او قهوه را روی میز ریخت.»

She spilled coffee on the table.

«شیر روی کل زمین ریخت.»

The milk spilled all over the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droppedریختن

غیررسمی. معنی مشابه ولی ممکن است جامدات را هم شامل شود؛ spill اغلب برای مایعات است.

Informal. Similar meaning but can include solid objects; spill usually refers to liquids.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000