اسم — آتل
تکهای از مواد سخت و محکم که برای حمایت و بیحرکت نگه داشتن استخوان شکسته یا عضو آسیبدیده دیگر بدن استفاده میشود.
A strip of rigid material used for supporting and immobilizing a broken bone or other injured body part.
«پزشک اورژانس آتلی به پای آسیبدیده بست.»
“The paramedic applied a splint to the injured leg.”
«آتلها برای تثبیت شکستگیها ضروری هستند.»
“Splints are essential for stabilizing fractures.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی/پزشکی. اغلب بزرگتر و پیچیدهتر از آتل، برای حمایت طولانی مدت یا اصلاح یک اندام یا کمر استفاده میشود. 'او برای اسکولیوز خود از بریس استفاده میکرد' درست است، اما 'او برای بازوی شکستهاش بریس گذاشت' کمتر از آتل رایج است.
Technical/Medical. Often larger and more complex than a splint, used for long-term support or correction of a limb or back. 'He wore a brace for his scoliosis' works, but 'She put a brace on his broken arm' is less common than 'splint'.
فعل — آتل بستن
حمایت یا بیحرکت کردن (استخوان شکسته یا عضو آسیبدیده) با استفاده از آتل.
To support or immobilize (a broken bone or injured body part) with a splint.
«پرستار بازوی شکسته کودک را آتل بست.»
“The nurse splinted the child's fractured arm.”
«باید قبل از جابهجایی بیمار، محل آسیب را آتلبندی کنید.»
“You should splint the injury before moving the patient.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. یک اصطلاح کلیتر به معنای جلوگیری از حرکت. 'بیحرکت کردن یک اندام' درست است، اما 'بیحرکت کردن با آتل' روش را مشخص میکند. کمتر از splint خاص است.
Formal. A broader term meaning to prevent movement. 'Immobilize a limb' works, but 'immobilize with a splint' specifies the method. Less specific than 'splint'.