splinting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

splint·ing/ˈsplɪntɪŋ/
splinta rigid support to immobilize a body part-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — آتل‌بندی

آتل‌بندیبی‌حرکت‌سازی با آتل

فرآیند استفاده از آتل برای بی‌حرکت کردن عضو شکسته یا آسیب‌دیده بدن.

The act or process of applying a splint to immobilize a broken or injured limb or body part.

«اورژانس آتل‌بندی روی بازوی آسیب‌دیده انجام داد.»

“The paramedics performed splinting on the injured arm.”

«آتل‌بندی به کاهش درد کمک می‌کند و از آسیب بیشتر جلوگیری می‌کند.»

“Splinting helps reduce pain and prevents further injury.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
immobilization— بی‌حرکت‌سازی

رایج و رسمی. به معنای بی‌حرکت‌کردن عضو بدن است که شامل آتل‌بندی نیز می‌شود.

Common and formal. Means making a body part immobile, including but not limited to splinting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000