squdge

/skwʌdʒ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): squdgedpast participle (مفعولی): squdged-ing (حال): squdging3rd (سوم): squdges

فعل — آهسته هل دادن

آهسته هل دادنفشار دادن ملایم

واژه‌ای نادر یا گویشی به معنی حرکت دادن یا هل دادن آهسته و با زحمت؛ به آرامی فشار دادن یا هل دادن.

A rare or dialectal term meaning to move or push slowly and with effort; to squeeze or nudge gently.

«او با زحمت و آهسته از میان جمعیت رد شد.»

He squdged through the crowd to reach the front.

«او با دقت کره را به آرامی در ماهیتابه فشار داد.»

She squdged the butter into the pan carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nudgeهل دادن آرام

حرکت هل دادن ملایم و رایج‌تر.

Similar gentle pushing action, more common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000