squealed

/skwiːld/
squealto make a high-pitched sound-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): squealedpast participle (مفعولی): squealed-ing (حال): squealing3rd (سوم): squeals

فعل — جیغ کشیدن

جیغ کشیدنصدای نازک دادن

در گذشته صدای نازک و بلند به ویژه از هیجان یا درد دادن.

To have made a long, high-pitched cry or sound, usually of excitement or pain (past tense).

«کودک با خوشحالی جیغ زد.»

The child squealed with delight.

«خوک در قفس صدای نازک بلندی داد.»

The pig squealed loudly in the pen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
screamedجیغ کشیدن

رایج. صدای بلند و نازک مشابه؛ معمولاً اضطراری‌تر از squeal.

Common. Similar intense loud high-pitched cry; often more urgent than squeal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000