noun (اسم)commonplural (جمع): squinters
اسم — چشممال
چشممالشخصی که چشمک میزند
کسی که به دلیل ضعف چشم یا نور زیاد چشمهایش را نیمهباز میکند.
A person who partially closes their eyes, often due to poor eyesight or bright light.
«کسی که چشمش را نیمهباز کرده بود، چشمهایش را مقابل خورشید محکم گرفت.»
“The squinter held his eyes tightly against the sun.”
«او به خاطر ضعف بینایی چشمهایش را نیمهباز نگه میدارد.»
“She is a squinter due to poor vision.”
تفاوت با واژههای مشابه
squint— پلک زدن
رایج. معنای مشابه با کسی که چشمانش را نیمهباز میکند، اگرچه squint میتواند فعل یا اسم باشد.
Common. Similar meaning as one who squints, though 'squint' can be verb or noun.