start a family

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

start a fam·i·ly/stɑrt ə ˈfæməli/
phrase (عبارت)common

عبارت — تشکیل خانواده دادن

تشکیل خانواده دادنبچه‌دار شدن

بچه‌دار شدن و زندگی خانوادگی خود را آغاز کردن.

To begin having children and establishing a family.

«آن‌ها می‌خواهند به‌زودی تشکیل خانواده دهند.»

“They want to start a family soon.”

«او صبر کرد تا برای بچه‌دار شدن آماده باشد.»

“She waited until she was ready to start a family.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000