starstruck

star·struck/ˈstɑːrˌstrʌk/
stara famous personstruckgreatly impressed or affected
adjective (صفت)common

صفت — شگفت‌زده به دلیل شهرت

شگفت‌زده به دلیل شهرتمجذوب یک ستاره

از دیدار یک فرد مشهور بسیار متحیر یا تحت تأثیر قرار گرفته.

Overwhelmed or greatly impressed by meeting a famous person.

«وقتی با بازیگر ملاقات کرد، بسیار تحت تأثیر و متحیر شد.»

She was starstruck when she met the actor.

«هواداران در کنسرت بسیار تحت تأثیر ستاره بودند.»

The fans were starstruck at the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awedمتحیر

رایج. به معنی حیرت یا تحسین است؛ در زمینه‌های احساسی جایگزین مناسبی است.

Common. Suggests wonder or admiration, can replace 'starstruck' in emotional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000