strata

stra·ta/ˈstrɑːtə/
strat-layer-aplural marker (Latin origin)
1noun (اسم)commonplural (جمع): strata

اسم — لایه

لایه طبقات زمینقشرها

لایه‌های سنگ یا خاک در زمین.

Layers of rock or soil in the ground.

«باستان‌شناسان چندین لایه از تمدن‌های باستانی را کشف کردند.»

The archeologists uncovered several strata of ancient civilizations.

«این لایه‌ها میلیون‌ها سال تاریخ زمین‌شناسی را نشان می‌دهند.»

These strata reveal millions of years of geological history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
layersلایه ها

رایج. اصطلاحی عمومی برای چیزی که به صورت ورقه‌ای نازک یا پوشش مرتب شده است. 'Strata' به طور خاص به لایه‌های زمین‌شناسی اشاره دارد. همه strata لایه هستند، اما همه لایه‌ها strata نیستند. 'لایه‌های رنگ' درست است، 'strata رنگ' درست نیست.

Common. A general term for something arranged in a thin sheet or coating. 'Strata' specifically refers to geological layers. All strata are layers, but not all layers are strata. 'Layers of paint' works, 'strata of paint' doesn't.

bedsلایه‌های رسوبی

فنی/زمین‌شناسی. در زمین‌شناسی مترادف با 'strata' استفاده می‌شود، به طور خاص به لایه‌های متمایز سنگ رسوبی اشاره دارد. 'لایه‌های ماسه‌سنگ' در زمین‌شناسی رایج است.

Technical/Geological. Used synonymously with 'strata' in geology, specifically referring to distinct layers of sedimentary rock. 'Beds of sandstone' is common in geology.

2noun (اسم)formalplural (جمع): strata

اسم — قشرها

قشرهاطبقات اجتماعیرده‌ها

سطوح یا طبقات درون یک جامعه یا سازمان.

Levels or classes within a society or organization.

«قشرهای مختلف اجتماعی دسترسی متفاوتی به آموزش دارند.»

Different social strata have different access to education.

«شرکت دارای چندین رده مدیریتی بود.»

The company had several strata of management.

تفاوت با واژه‌های مشابه
classesطبقات

رایج. به تقسیمات در جامعه بر اساس وضعیت اقتصادی یا اجتماعی اشاره دارد. در بافت‌های اجتماعی می‌توان آن را به جای 'strata' استفاده کرد، هرچند 'strata' ساختاری لایه‌ای‌تر یا سلسله‌مراتبی‌تر را القا می‌کند. 'طبقات اجتماعی' بسیار رایج است.

Common. Refers to divisions in society based on economic or social status. Can be used interchangeably with 'strata' in social contexts, though 'strata' implies a more layered or hierarchical structure. 'Social classes' is very common.

levelsسطوح

رایج. اصطلاحی عمومی برای جایگاه در مقیاس شدت، مقدار یا کیفیت. کلی‌تر از 'strata' و در بسیاری از زمینه‌ها فراتر از سازمان اجتماعی قابل استفاده است. 'سطوح مختلف مدیریت' درست است.

Common. A general term for a position on a scale of intensity, amount, or quality. More general than 'strata' and can be used in many contexts beyond social organization. 'Different levels of management' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000