suckled

suck·led/ˈsʌkəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): suckledpast participle (مفعولی): suckled-ing (حال): suckling3rd (سوم): suckles

فعل — شیر دادن

شیر دادنمکیدن شیر

یک نوزاد یا حیوان جوان را با شیر از پستان یا پستانک تغذیه کردن (صرف شده).

Having fed an infant or young animal with milk from the breast or teat.

«گوساله توسط مادرش شیر داده شد.»

The calf was suckled by its mother.

«او به مدت شش ماه به نوزادش شیر داد.»

She suckled her baby for six months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nursedمراقبت کردن و شیر دادن

رایج. همپوشانی با 'suckled' دارد ولی شامل مراقبت کلی است.

Common. Overlaps with 'suckled' but also includes general care, not only feeding by milk.

fedتغذیه شده

خیلی عمومی. برای هر نوع تغذیه قابل استفاده است.

Very general. Can be used for any kind of feeding, not only milk.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000