swarms

/swɔːrmz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): swarms

اسم — حشرات دسته‌جمعی

حشرات دسته‌جمعیکلونی

گروه‌های بزرگ حشرات که با هم حرکت می‌کنند.

Large groups of insects moving together.

«دسته‌های بزرگی از زنبورها دور کندو پرواز می‌کردند.»

Swarms of bees flew around the hive.

«دریاچه پوشیده از دسته‌های پشه بود.»

The lake was covered with swarms of mosquitoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hordeسیل

غیررسمی. به گروه بزرگ اشاره دارد، معمولاً برای انسان اما برای حشرات هم به کار می‌رود.

Informal. Refers to a large group, often of people, but can apply to insects as well.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): swarmedpast participle (مفعولی): swarmed-ing (حال): swarming3rd (سوم): swarms

فعل — جمع شدن

جمع شدنهجوم بردن

حرکت کردن در گروه‌ها یا جمعیت‌های بزرگ.

To move in large groups or crowds.

«گردشگران به سمت بنای مشهور هجوم بردند.»

Tourists swarmed the famous monument.

«هواداران پس از کنسرت روی صحنه جمع شدند.»

Fans swarmed the stage after the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crowdجمع شدن

رایج. معنی مشابه برای توصیف حرکت گروهی دارد.

Common. Similar meaning in describing group movement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000