در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کشیدن سریع کارت یا انگشت روی سطح، بهویژه صفحه لمسی یا کارتخوان.
To pass a card or finger swiftly across a surface, especially a touchscreen or card reader.
«او کارت اعتباری را کشید تا پرداخت کند.»
“She swiped her credit card to pay.”
«او روی صفحه گوشی کشید.»
رایج. حرکت مشابه اما ممکن است آهستهتر یا ملایمتر از swipe باشد.
Common. Similar action but can be slower or gentler than swipe.
حرکت سریع دست یا جسم برای ضربه زدن یا عبور از روی چیزی.
A swift movement of the hand or object to strike or pass over something.
«او ضربه قوی به توپ زد.»
“He gave the ball a strong swipe.”
«گربه به سمت اسباببازی ضربه زد.»
“The cat made a swipe at the toy.”