swiping

swip·ing/ˈswaɪpɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swipedpast participle (مفعولی): swiped-ing (حال): swiping3rd (سوم): swipes

فعل — کشیدن کارت

کشیدن کارتسوایپ کردن

کشیدن سریع کارت، انگشت یا شی روی سطحی (معمولاً برای پرداخت یا ورود).

Moving a card, finger, or object quickly across a surface (often for payment or access).

«او کارتش را در دستگاه کشید.»

He is swiping his card at the terminal.

«او در حال جابه‌جایی عکس‌ها روی گوشی‌اش بود.»

She was swiping through photos on her phone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slideسر دادن

رایج. حرکت مشابه ولی کمتر خاص برای کارت‌ها یا صفحه‌ها نسبت به swipe است.

Common. Similar movement but less specific to cards or screens than swipe.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000