tamp down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tæmp daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — محکم فشردن

محکم فشردنکوبیدن و فشرده کردن

مواد را محکم فشار دادن تا فشرده یا هموار شوند.

To press material down firmly to make it compact or level.

«خاک دور گیاه را محکم فشار بده.»

“Tamp down the soil around the plant.”

«آن‌ها مسیر شنی را فشرده کردند.»

“They tamped down the gravel path.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — فرو نشاندن

فرو نشاندنکاهش دادن

شدت یک احساس، واکنش یا فعالیت را کم کردن.

To reduce the strength of a feeling, reaction, or activity.

«عذرخواهی خشم عمومی را فرو نشاند.»

“The apology tamped down public anger.”

«این اقدامات تورم را کاهش داد.»

“The measures tamped down inflation.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000